طبس، از خیال تا واقعیت! - قسمت دوم

...ادامه از پست قبلی

پس از بازدید از کال جنی وارد جاده اصلی یعنی همان طبس به بشرویه شدیم تا به سمت روستای اسرار آمیز ازمیغان ادامه مسیر دهیم.

 

وارد جاده اصلی که شدیم بعد از چهار کیلومتر به دوراهی این روستا رسیدیم. که با تابلویی در سمت راست مسیر مشخص بود. از اینجا تا روستا حدود 12 کیلومتر مسیر آسفالت و مناسب پیش رو داشتیم.  

روستا در درون یک دره کم عمق واقع است

 با نهری کوچک و تمام فصل، که از ابتدا تا انتهای دره جاریست 

روستایی سنگفرش، با درختان نخل، باغات میوه و مرکبات، چشمه ای زلال و روان و زمین های پوشیده از شالیزار

نخل، انار، خرما، بادمجان، بِـه، لیمو....چشمه روان و پُرماهی، شالیزار... همه اینها در کنارِ هم و در دل کویر

 

 

 

 

 

 

 

 

نزدیک غروب، بعد از یه آبتنی حسابی و خوردن نهار لذیذی که دستپخت آقای تقوی و احمد آقا بود، راه افتادیم به سمت شهر طبس  

هوا تقریباً تاریک شده بود که به باغ گلشن رسیدیم

باغ به وسیله میرحسن خان سومین، از سلسله خان هایی که به وسیله نادرشاه به حکومت طبس منصوب شدند، ساخته شده. ساختمان سردر باغ گلشن در زلزله شهریور 57 به کلی از بین رفت که اکنون بازسازی شده است.

 

جهانگردانی چون سون هدین سوئدی و آندره گدار فرانسوی که از طبس دیدن کرده اند، باغ گلشن را از درختان خرما و مرکبات، سایه خنک نخل ها، نغمه زیبای آب روان جوی ها، چمن های میان دو جوی، زمزمه باد در میان درختان و فواره های متعدد که آب را مانند تحفه ای به آسمان می فرستند توصیف کرده اند.

 

در راه زیارتگاه امامزاده حسین بودیم. اما قبل از آن، بی تابی آقای تقوی برای دیدن نوه هایش، ما را هم مشتاق دیدار از جمع خانواده گرم و صمیمی ایشان، به باغ رضوان، که به رسم معمول عصر پنجشنبه، برای طلب آمرزش اموات، گردهم آمده بودند، کشاند.

زیارت امامزاده حسین، برادر امام رضا، آخرین برنامه از روز اول سفر ما بود

 

گفته می شود بنای اولیه این امامزاده به قرن  پنجم باز میگردد.

این بنا پس از تخریب در زلزله سال 1357 مجدداً بازسازی شد. بنایی وسیع، تمیز و زیبا با بیش از 100 اتاق در گرداگرد صحن و سرای امامزاده در جهت رفاه و اقامت زائران و  مسافران (هزینه یک شب اقامت در آن اتاق ها 8000 تومان بود.)

 

 ادامه دارد.....

/ 8 نظر / 66 بازدید
برنجیان

اقای زهری سلام . بسیار عکس هایی زیبایی گرفتین. حسابی آدم و وسوسه میکنه که بارسفر ببنده . اون سفره با خوردنی هاش هم که دیگه هیچی.....ممنون از شما

سعید میدانی

سلام. lمن اولین باره که وبلاگتون رو دیدم (به وسیله صفحه آقای شجاعی پارسا).واقعا ممنون از گزارشهای کامل شما که آدم رو واسه سفر به این مناطق وسوسه میکنه. من حدود دو ماه میشه که کوهنوردی رو با یه باشگاه تو مشهد آغاز کردم و وبلاگی رو هم واسه نوشتن گزارشاتم درست کردم . ممنون میشم با نظرهایی که درباره گزارشام میزارید من رو در بهتر شدن وبلاگم کمک کنید. rahvareha.blogfa.com

اسكندري

سعيدجان. واقعا مي گم. خيلي از ديدن اسمتون خوشحال شدم. گزارش ها و عكسها هم يكي از يكي بهتر. شما را به لينك دوستان مي افزايم تا در فرصت مناسب همه را بخوانم. عزيز مايي. روزگارت خوش.

نیما یساری

[گل]

کیجا

فکر میکردم پرونده طبس رو بستماا [ابرو] ولی این روستا مونده که پس سال دیگه بازم راهی طبس میشم عکس اول خیلی خوبه تو یه بیابون یه ردیف درخت دراومده انگار خاک اون یه نقطه با همه جای دیگش فرق میکنه

فریبا معلمی

با سلام .متاسفانه تا حالا به طبس سفری نداشتم .با دیدن تصاویر زیبای شما از زیباییهای این خطه حتما در اولین فرصت به انجا خواهم رفت .ممنون از وبلاگ خوبتون